تبليغاتX
عاشق شدن دیگه بسه......
عاشقی بسه. بسه دیگه دل سپردن . بسه دیگه


آری این چنین شد که عشق سودای دل به سر داد

عشق

در میان همه ی دلها تنها شد.

دلهایی که خود را از عشق نمی دانستند

غافل از آنکه دل بی عشق زنبوری بی عسل است

آری این چنین بود و خواهد شد همیشه ی دنیا

عاشقان همه رفتند

گناهشان دانستن بود اگر نمیدانستند ، بودند و زندگی جریان داشت با آنها

گرچه اینک نیز جریان دارد اما جور دیگر

پس باید که ندانیم یا اینکه بدانیم و  ندانند که میدانیم

اگر دانستیم باید منتظر سرنوشت داننده ها بنشینیم

اگر دانستن سرنوشتش این است همان به که ندانیم........

شاید که تا آخر قصه بمانیم.


+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 17:51  توسط فرشید  | 

دنیا را بد ساخته اند،

کسی را که دوست داری، دوستت ندارد

کسی که تو را دوست دارد،تو دوستش نداری

اما کسی که تو دوستش داری و اوهم دوستت دارد،

به رسم ائین زندگانی به هم نمی رسند.

و این رنج است

زندگی یعنی این

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 21:34  توسط محیا امپراتور  | 

تو گویی دیگر این دنیا از حرکت ایستاده.

تو گویی دنیا نیز  همانند ما مردم خسته است ازین به حرمتیها.

خسته است ازین بی مهری ها.

رانده شده از همه چیز و همه کس.

آری دنیا را چه دیدی شاید این بار دیگر از وسط دو نیم شود.

شاید شاید زمان آن رسیده باشد که دیگر این فاصله بین انسانها را از بین ببرد.

شاید هم  خود را خلاص کند از دست این مردمان بد .

معلوم نیست چه به سر این دنیا  امده  که  وارونه گشته.

این وارونگی را  چه شده که بلا بر سر دنیا اورده؟

آدمها  همه روزگارشان به سیاهی  نشسته.

آدمها  همه روزگار همدیگر  را سیاه کرده اند.

آدمها  روزگار خود را هم سیاه کرده اند.

آدمها  همگی سیاه شده اند.

آدمها  آدمها  ........

( از وبلاگ :  www.khatereee.blogfa.com )

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 18:12  توسط فرشید  | 

---------

--------------

--------------------  این بار  دل  هوای  دیگر  در سر دارد.

----------------------  هوای بی کسی.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 16:41  توسط فرشید  | 

.......... ...................................................................................
..........   میدانم آخر دل من رسوای عالم خواهد شد...........میدانم   
..........   میدانم آخر دلم را به خاطرت خواهم سوزاند...........میدانم   
..........   میدانم دلم را براحتی خواهم فروخت به غریبه........میدانم     

.........   میدانم تو دیگر مرا از یاد خواهی برد آرام آرام ..........میدانم      

........   میدانم چه بر سرم خواهی آورد تنها خواهم ماند......میدانم        

.......   میدانم دلم  دریایی از خون  خواهد  شد  خون.........میدانم          

.......  و این را هم میدانم خدا نیز مرا فراموش خواهد کرد....میدانم             
..........   میدانی آخر چه خواهد شد در اخر کسی همچو من .....این را هم میدانم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 19:18  توسط فرشید  | 

 
JavaScript Codes JavaScript Codes سايت وب‌زيست - لينك باكس تمام اتوماتيك وب‌زيست